ده فرمان سرنوشت ساز
اين ده فرمان، سرنوشت شما را عوض مي کند و آن چنان نيرومند و شادمان خواهيد شد که مي توانيد سختي ها را به آساني تحمّل کنيد و هرگز لب به شکايت نگشاييد ، و همواره بکوشيد که با صبر بر سخت ترين شرايط پيروز شويد .
۱- از هم اکنون بکوشيد افکارتان از زنجيرهاي اسارت گذشته ها و آينده ها نجات دهيد ، هر چند از زمانهاي سپري شده ، خاطرات شاد . غم انگيز داشته باشيد .
۲- براي رهايي از چنگال خاطرات ، آنچه را که براي ادامه ي حياتتان سودمند است نگه داريد و آنچه را که ارزش بقد حال و فرصت را از شما مي گيرد ، رها کنيد .
۳- براي آينده ، طرحهايي متناسب با دانش و توان خود ، طرحريزي کنيد و هيچگاه با خيالبافي خود را به دامن نقشه هاي کاذبانه ، نيندازيد و خود را اسير روياها و تخيلات نسازيد و تا مي توانيد واقعگرا باشيد و استعداد ها و امکانات خود را محاسبه کنيد و از حداقل فرصت حداکثر استفاده را بکنيد .
۴- همواره در بريدن زنجير هاي گذشته و تخيلات در زمينه ي آينده ، به خود تلقين کنيد که اين توان را داريد وحتماً پيروز مي شويد و نبايد کم ترين شک و ترديد در شما ايجاد شود .
۵- شرح احوال و زندگي مردان و زنان نامي علم و هنر ، عرفان و دين را بخوانيد و نکات برجسته ي حياتشان را را يادداشت کنيد و با زندگاني خود بسنجيد و از آنها استفاده کنيد .
۶- با خود روراست باشيد و در اصلاح نفس ، خود را فريب ندهيد و بدانيد که هيچ کس از وجودتان به شما نزديکتر و با محبّت تر نيست . پس در (( اصلاح )) مداواي خود بکوشيد و راههاي نجات را به روي خود بگشاييد .
۷- اگر اعتقادات ديني داريد به قرآن و کتاب هاي آسماني مراجعه کنيد و آياتي که شما را به حرکت وتکاپو وادار مي کنند ، بخوانيد ودر زندگيتان به کار ببنديد و اگر چنين نيست ، تاريخ زندگاني مردان و زنان بزرگ جهان را به دقّت مطالعه نماييد و از تلاش ها و استقامت هاي آنان ، درس بگيريد و به اصلاح خود بپردازيد .
۸- در اصلاح خود از هيچ مانعي نهراسيد و همواره خود را شجاع و استوار بدانيد و نگزاريد ميکروب ترس بر شما پيروز شود و از ادامه ي پيکار باز بمانيد .
۹- غذاي دل امور معنوي است ، مراقب ابشيد که لذّت منا را ناديده نگيريد و در هر آن و لحظه ، وجودتان را از فراز هاي معنويت بهره مند سازيد .
۱۰- کارهاي نيک و بد هر روز و شبتان را يادداشت کنيد ، و آخر شب آنها را بررسي نماييد و ببينيد کفه ي کدام يک سنگين تر است . آنگاه در شب و روز بعد ، خطا هايتان را جبران کنيد و بر نيکي هايتان بيفزاييد و اين کار را همواره انجام دهيد
حالا مي دانيم که چکار بايد بکنيم . آنانکه دست روي دست مي گذارند و دل را به کاهلي مي فروشند و به انتقاد و بد گفتن از دوستان و آشنايان مي پردازند بايد با اين ده فرمان خود را از وسوسه هاي نفساني آزاد کنند و دروازه هاي دانش و معرفت و استقامت را به روي خود بگشايند.
منبع : کتاب سفري از خود به خود مولف : فريدون سپري
روانپزشکي در رکاب ايمان
(إنَّمَا المُومِنُونَ الّذِينَ ءامَنُوا بِالله وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَم يَرتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَموالِهِم وَ أنفُسِهِم ِفي سَبِيلِ الله اُولئكَ هُمُ الصَّادِقُونَ))حجرات/15( (مومنان واقعي تنها كساني اند كه به خدا و پيغمبرش ايمان آورده اند، سپس هرگز شك و ترديدي به خود راه نداده اند، و با مال و جان خويش در راه خدا به تلاش ايستاده اند و به جهاد برخاسته اند. بلي آنان، در ايمان خود درست و راستگويند).
استاد سيد قطب شهيد اسلام(عليه الرحمه) در تفسير اين آيه در كتاب «في ظلال القرآن» مي گويد: پس ايمان عبارت است از باور و تصديق قلبي به خدا و رسولش.
ايمان، در يك كلمه، ضرورت زندگي انسان است. ايمان، يگانه عنصري است كه جان و روان انسان را يكپارچه تغيير مي دهد، و به گونه ديگري درمي آورد، در قالب جديدي مي ريزد و اهدافش را به كلي دگرگون مي سازد. براي بسياري از روانپزشكان با تجربيات مكرر معلوم گرديده است كه ايمان به خدا و آخرت از بزرگ ترين داروهاي مؤثر براي ريشه كن كردن بيماريهاي رواني است. بسياري از آنان براي درمان بيمارانشان از دين استمداد كرده و بهترين موفقيت ها را كسب نموده اند و شرح كارشان را در رساله ها و مقالات و كتاب ها نوشته و براي مردم منتشر كرده اند. شايد بهترين نمونه اي كه هم اكنون مي توان مثال زد روانپزشك مشهور آمريكايي دكتر «هنري لانگ» است كه روزگاري به دين موروثي خويش كافر گرديد و همه اعتقادات قديمي اش را درست مانند كسي كه نعلين خودش را از پاي در مي آورد، از خودبركند. چندين سال در الحاد بسر برد و نه به خدا ايمان داشت و نه به آخرت. وي اين كار را بنام «علم» كه آن را در ستيز با «دين» مي ديد، يا دست كم فكر مي كرد كه آن را حمايت و تأييد نمي كند، انجام داد. به گفتة وي علم نمي تواند وجود خدا را اثبات كند، چنان كه نمي تواند وجود نداشتن او را هم ثابت كند. اين مرد كه علم او را فرسنگ ها از دين دور كرده بود، بار ديگر از راه علم به سوي دين بازگشت و شرح ماجراي خودش را در كتابي منتشر كرد. مردم چقدر كم اطلاعند نسبت به روانشناسي!. علمي كه از نظر دقت به همان مراحلي رسيد ه است كه شيمي و علوم طبيعي از يك قرن پيش به آن مراحل رسيده اند. براي مثال تقريباً همه آن كساني كه ميليونها دلار در مطالعات مربوط به موسيقي هزينه مي كنند، راجع به اهميت و دقت تست «سيشور» كه براي كشف استعداد موسيقي فطري در وجود انسان تهيه شده است، چيزي نمي دانند و مثالهاي ديگر.بهبود قابل ملاحظه اي در توانايي روانشناسان در جهت درك شخصيت، و تكامل بخشيدن و پيشرفت دادن آن، در پرتو تستي كه مثال زديم و بكار گرفتن آنها در درمان بيماران با درمان هاي پزشكي، پديد آمده است. تنها تست اندازه گيري و ارزيابي شخصيت در سال 1935م بر روي نيم ميليون نفر در درمانگاهها و مدارس ايالات متحده آمريكا اجرا گرديد. اين شاخه از روانشناسي است كه كشفيات و دستاوردهايش به دگرگوني اعتقادات ديني مي انجامد. مركز كاريابي و اشتغال بيكاران در شهر نيويورك يك تست رواني را بر روي 15321 نفر مرد و زن بيكار در مدت حداكثر شانزده ماه اجرا كرد، و در پرتو همين تستها توانستند همة آن افراد را در چرخه هاي متناسب با اوضاع و احوالشان به كار بگمارند، يا آموزش مورد علاقة آنان را در اختيارشان بگذارند تا براي حرفه مطلوبشان آماده شوند. از اين تستها ما يك نتيجه بسيار مهم گرفتيم، هر چند كه در گزارش نهايي قيد نگرديد، و آن اين بود كه: كساني كه به دين پايبند هستند يا به معبدي رفت و آمد دارند، نسبت به كساني كه دين ندارند يا با هيچ معبدي سر و كار ندارند، از شخصيتي به مراتب نيرومندتر و با ارزش تر برخوردارند. مطلب را كمي وسيع تر مي كنيم و به دين برمي گرديم طبق تعريف هايي كه از دين شده، دين عبارت است از اينكه: تعاليم آسماني را گرانبهاترين گنجينة حقايق هستي بدانيم، و بدانيم كه كتاب هاي آسماني در نشانه گيري حقايق، از همة علوم كه در كنار يكديگر فراهم آيند، دقيق تر است. بنابراين ديني كه ما از آن سخن مي گوئيم «پناهگاه ضعيفان» نيست، «سلاح نيرومندان» است. ابزار كار آمد و كاربر زندگي است كه انسان را بر مي انگيزد تا سرور جهان پيرامون خود شود، و بر آن تسلط يابد، نه آنكه طعمة جهان پيرامون خود و غلام حلقه به گوش آن باشد. فيلسوف مشهور، فرانسيس بيكن حق مطلب را ادا كرده است آنجا كه مي گويد: بخش اندكي از فلسفه، عقل انسان را به الحاد و دين ستيزي مي كشاند، اما تعمق و ژرف نگري در فلسفه علي القاعده بايد انسان را به دين باز گرداند. جاي شگفتي نيست، اگر ببينيم دانشمندان بزرگي كه با زندگي رواني انسان سروكار دارند، چه بصورت فلسفي و نظري، و چه بصورت درماني و پزشكي، گرايش و اعتصام خويش را به عروة الوثقي (دين) اعلان كنند، و با صداي بلند مردم را به سوي دين فرا خوانند. «ويليام جيمز» روانشناس مشهور كه با نظريه اصالت عمل (پراگماتيسم) خويش شهرت يافته است،مي گويد: ميان ما و خدا پيوند ناگسستني برقرار است. اگر ما خودمان را تحت اشراف خداي سبحانه و تعالي قرار دهيم، همه آرزوها و خواسته هايمان تحقق خواهد يافت. همچنين مي گويد: ايمان، از جمله نيروهايي است كه ناگزير بايد در اختيار انسان باشد تا آدمي را در زندگي مدد برساند و فقدان ايمان، هشدار دهندة شخص ناتوان مانده از درگيري بازندگي است. زماني كه ويليام جيمز استاد فلسفه دانشگاه هاروارد بود؛ گفت: بهترين درمان نگراني، بي شك، ايمان است. روانپزشكان درك مي كنند كه ايمان نيرومند، و گرايش به دين و نماز است كه مي تواند نگراني ها، ترس ها و پراكندگي هاي عصبي را مقهور گرداند و بيش از نيمي از بيماري هايي كه دچار آنها هستيم را شفا دهد. سخنگوي آنان دكتر «بريل»مي گويد: انسان ديندار راستين، هرگز دچار بيماري رواني نمي شود! روانپزشكان به ما توصيه مي كنند كه ديندار باشيم تا از آتش دوزخي كه در همين زندگي دنيا برافروخته شده است در امان بمانيم ـ زخم معده، ضعف اعصاب، ديوانگي و…ـ كارشناسان و متخصصان بيماريهاي رواني، امروزه سلاحي كار آمدتر و مؤثرتر براي درمان بيمارانشان از دين و ايمان به خدا و چشم دوختن به بارش رحمت آسماني، و گرويدن به عنايت الهي و پناهنده شدن به نيروهاي بي پايان آفريدگار هنگامي كه هر نيروي ديگري جز نيروي او آشكارا در مي ماند، نمي يابند.نخستين تجربه در بيمارستاني واقع در شهر نيويورك انجام پذيرفت. اين بيمارستان به تبهكاراني كه در اثر ابتلا به بيماريهاي رواني مرتكب جرم شده اند اختصاص داشت. تجربه از اينجا آغاز شد كه «دين» را به عنوان يك وسيله براي درمان بيماران، در كنار شوك هاي الكتريكي كه به سلولهاي مخ بيماران مي دادند، و داروهاي مسكّن و آرامبخش اعصاب، به كار گرفتند. نتيجه چمشگير بود… بيماراني كه درمانشان نزديك به محال مي نمود، از دنياي ديوانگان به دنياي عاقلان انتقال يافتند… و بيماراني كه فجيع ترين جنايت ها را مرتكب شده بودند، و به كلي فاقد اراده بودند، بر اراده و انديشه و رفتار خودشان تسلط پيدا كردند و اشك ندامت برگونه هايشان باريد، و يكپارچه اميدوار به رحمت آسماني و خداوندي شدند.
دانشمندان تسليم شدند. دست هايشان را به سوي آسمان بلند كرده به ضعف خودشان اعتراف مي كردند و به جهانيان اعلام مي كردند كه دانش به سوي ايمان دعوت مي كند. كار به روانپزشكان هم پايان نپذيرفت؛ پزشكان ديگر هم به اين نتيجه رسيدند كه اگر ايمان پزشك و ايمان بيمار دست به دست يكديگر بدهند، ديگر ترديدي نيست در اينكه زمان درمان كوتاه مي گردد و بهبودي بيمار و عافيت يافتن او نزديك مي شود. دكتر «بول ارنست ادولف» استاديار تشريح در دانشگاه سنت جونز و عضو جمعيت جراحان آمريكايي مي گويد: من دريافته ام كه وظيفه دارم معلومات پزشكي و جراحي خودم را در كنار ايمان و معرفت خودم به خدا، روي بيمار پياده كنم.
انسان ديندار راستين، هرگز دچار بيماري رواني نمي شود!
آن تحصيل كرده هايي كه در گوشه و كنار ميهن ما، به هيچ صدايي به جز صداهايي كه غرب به گوششان مي رسد، گوش فرا نمي دهند، بيايند و اين سخنان را بشنوند. شگفت اين است كه اين فريادها از كشوري برخاسته است كه از نظر پيشرفت هاي علمي و ثروت مادي و رفاه اقتصادي، در مقايسه با كشور هاي ديگر طراز اول است و در اوج قرار دارد. دانشمندان اين سرزمين چنان كه ديديم مناديان ضرورت گرايش به ايمان شدند؛ هم براي پيشگيري و هم براي درمان، هم به عنوان توشه و هم به عنوان اسلحه، هم هدايت و هم نور، هم همراه و هم دليل راه! پس بيائيد براي هميشه و با تمام توان، بدور بيندازيم، آن افسانة دروغين بزرگي را كه هنوز هم اين سوي و آن سوي، توسط انسانهاي چشم و گوش بسته و كوردل بازگو مي شود، كه «دانش با ايمان در تناقض است» يا «بشرمي تواند از ايمان بي نياز گردد» هيهات، هيهات، از آن ادعاهايي كه مي كردند.

استاد قرضاوی:
ديني كه ما از آن سخن مي گوئيم«پناهگاه ضعيفان» نيست،«سلاح نيرومندان» است.

افسردگي جوانان در جامعه امروز
اضطراب و افسردگي در شمار شايع ترين اختلالات رواني انسان امروز و دشمنان اصلي (خلق نيكو) به شمار مي روند. مطالعه دقيق اين صفات، درك و سپس به كار گيري نكات مهم آن در درمان افسردگي تاثيربسزايي دارد.
تعريف افسردگي: افسردگي نوعي بيماري رواني است كه شخص مبتلا به آن بيشتر به خود مي انديشد و از آينده ترس و واهمه دارد و همراه با گوشه گيري و عدم تمايل به مشاركت هاي اجتماعي، كه در پي آن از دست دادن عاطفه و محبت نسبت به همنوعان و بي توجهي به مسائل خانوادگي و احساس مسئوليت بعنوان يك فرد فعال در اجتماع مي باشد.
آشنايي با افسردگي: خُلق انسان به طور طبيعي داراي تناوب هاي شادماني و غم است و اكثر مردم در دوراني از زندگي خويش دچار افسردگي مي شوند، كه ممكن است شديد باشد. بنا براين نبايد احساس نااميدي، تنهايي، و لاعلاجي شما را فرا بگيرد. افسردگي يك عارضة درمان پذير است. شما بيشترين كمك را مي توانيد براي رفع اين عارضة رواني به خود بكنيد. براي غلبه بر افسردگي بايد با مشكلات و ترس ها مقابله كرد؛ گريز و انزوا طلبي، مشكل را بيشتر و درمان را دشوارتر مي سازد. بايد مرحله به مرحله و گام به گام پيش رفت تا همه چيز به حال اول باز گردد. افسردگي يك عارضه موقتي است و نمي تواند تا آخر عمر طول بكشد اما مدت آن معمولاً قابل پيش بيني نيست و در زمانها و افراد گوناگون متفاوت است.
افسردگي درست مثل اين است كـه انسان همه چيز را از پشت شيشه هاي سياه يك عينك دودي نگاه كند، چه به خودتان، چه به دنيا و چه به آينده فكر كنيد، همه چيز به نظرتان تيره، مبهم و مأيوس كننده مي رسد. هرگاه اشكالي در كارهايتان پيش بيايد يا اشتباهي حتي بسيار كوچك مرتكب شويد به خود مي گوييد: «اين به خاطر آن است كه من قدرت و توانايي صحيح انجام دادن كارها را از دست داده ام» ، «من آدم گيج و بي استعدادي هستم». وقتي به گذشته ها فكر مي كنيد فقط شكست ها، غم ها، كمبودها، اشتباهات و ناكامي ها را به ياد مي آوريد و تصور مي كنيد تمام زندگي تان مملو از غم نااميدي و ناكامي بوده است و حتي رخدادهايي را كه زماني برايتان پيروزي و خوش كامي بوده، اكنون تلخ و پوچ و واهي مي بينيد. تا زماني كه اين فيلتر سياه رنگ در برابر چشمان فكر و احساس شما قرار گرفته، نمي توانيد هيچ پديدة روشن و اميدواركننده اي را ببينيد. افكار منفي و احساس افسردگي، دوقلوهاي به هم چسبيده هستند. به اين ترتيب كه افسردگي موجب افكار و خاطرات منفي مي شود و افكار و خاطرات و يادآوري هاي منفي منجر به افسرده شدن فرد مي گردد و در نتيجه يك گرداب تند به وجود مي آيد كه شادماني و روشنايي و اميد را در خود مي بلعد.
پاره اي از علائم شايع افسردگي:
الف: تأثير افسردگي بر تفكر:
۱-ناتواني در تمركز حواس
۲-ناتواني در تصميم گيري
۳-بي توجهي وبي علاقگي بـه رخـدادهاي پيرامـون و به اطراف
۴- بي فايده و بي هدف به نظر آمدن كارها
۵- بدبيني
۶- تصور احاطه شدن در ميان مشكلات و نارسايي ها و احساسهاي منفي
ب: تأثير افسردگي بر احساسات:
۱- احساس غم و اندوه و عدم شادماني
۲- احساس خرد شدن در زير فشار نيازهاي روزمره
۳- احساس تحميل
۴- كاهش اعتماد به نفس
۵- احساس ضعف و ناتواني
۶- احساس تنهايي و عدم تشويق
۷- احساس گناه
۸- تحريك پذيري، تنش، اضطراب و نگراني
ج-تأثير افسردگي بر رفتار:
۱-كاهش فعاليت نسبت به هميشه در همه امور
۲- بي توجهي به آراستگي ظاهري از قبيل مو و لباس
۳- گوشه گيري و انزوا طلبي
۴- دوري جستن از دوستان و اطرافيان
۵- دوري از تفريح و ميهماني
۶- آه كشيدن هاي مكرر و گريه كردن
۷- بي قراري
۸- سرزنش كردن خود
۹- صدمه زدن به خود و حتي خودكشي
د: تأثير افسردگي بر جسم:
۱- كاهش اشتها و گاه افزايش اشتها
۲- اختلال در خواب به ويژه به صورت پريدن از خواب در هنگام سحر
۳- كاهش ميل جنسي
چند ديدگاه درمورد علل افسردگي
۱. نداشتن ايمان به خدا
۲. درست عمل نكردن مدعيان ايمان به مسائل ايماني
۳. نرسيدن به آرزوها
۴. خستگي مفرط از دنياي متفاوت روز
۵. پي نبردن به حقيقت انسانيت و به دنبال آن سرگردان ماندن دركارهاي روز مره (عدم آگاهي شخص به
شخصيت خود)
۶. كم توجهي افراد جامعه به همديگر
موفقيت افسردگي
محبت
پذيرش
۸. خسته شدن از انجام عبادات بدون روح
۹. عدم تنظيمات در كنار تبليغات
۱۰. گسترش راه هاي فساد
۱۱. عدم توازن بين بلوغ جنسي و بلوغ علمي يا عقلي
۱۲. وابستگي شديد افراد به زندگي ماشيني و توجه كمتربه معنويات و كرامت انساني
۱۳. عدم رعايت استانداردهاي انساني و شرعي
۱۴. عدم تفكر درحوادث زندگي وعدم ايمان به قضا وقدر
۱۵. پوچ گرائي و فشار اقتصادي در ميان جوامع بشري بخصوص جهان سوم
۱۶. احساس كمبود عاطفه
۱۷. اهميت ندادن به تحصيل و وجود احساسِ حقارت دروني
۱۸- تعارض بين نسل جديد و نسل قديم
علاج افسردگي:
آنچه در بيان علت افسردگي از ديدگاه بزرگان گفته شده ازديدگاه خود آنها عكس مسائل ذكر شده علاج افسردگي مي باشد.
نكات زير را به خاطر بسپاريد:
· تنها ايمان است كه مي تواند جلو افسردگي وبيماري هاي رواني را بگيرد.
· بي هدف بودن در زندگي سبب افسردگي است.
· آرامش روحي نخستين چشمه خوشبختي است.
· افسردگي يك فيلتر سياه است.
· يادآوري خاطرات منفي گذشته و ترس از آينده سببي است براي افسردگي.
زمستان
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است
كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد ، نتواند
كه ره تاريك و لغزان است
وگر دست محبت سوي كسي يازي
به اكراه آورد دست از بغل بيرون
كه سرما سخت سوزان است
نفس ، كز گرمگاه سينه مي آيد برون ، ابري شود تاريك
چو ديدار ايستد در پيش چشمانت
نفس كاين است ، پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديك ؟
مسيحاي جوانمرد من ! اي ترساي پير پيرهن چركين
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوي ، در بگشاي
منم من ، ميهمان هر شبت ، لولي وش مغموم
منم من ، سنگ تيپاخورده ي رنجور
منم ، دشنام پس آفرينش ، نغمه ي ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در ، بگشاي ، دلتنگم
حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد
تگرگي نيست ، مرگي نيست
صدايي گر شنيدي ، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
حسابت را كنار جام بگذارم
چه مي گويي كه بيگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فريبت مي دهد ، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست
حريفا ! گوش سرما برده است اين ، يادگار سيلي سرد زمستان است
و قنديل سپهر تنگ ميدان ، مرده يا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود ، پنهان است
حريفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يكسان است
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين
درختان اسكلتهاي بلور آجين
زمين دلمرده ، سقف آسمان كوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است
مهدي اخوان ثالث

رهبران حماس از زندان و تبعيد تا حکومت
معيارها و اصولي که جنبش مقاومت اسلامي " حماس" بر آنها براي گزينش نامزدهاي خود براي انتخابات قانونگذاري و پيش از آن براي انتخابات شوراهاي شهر و محل تکيه کرده بود همان معيارهايي است که بر سر آن براي انتخاب افرادي که در رأس حکومت جديد فلسطين و مجلس قانونگذاري از مهم ترين نهادهاي تشکيلات خودگردان قرار مي گيرند، توافق شده است.
دکتر عزيز الدويک رئيس مجلس قانونگذاري در گفت و گوي اختصاصي با "مرکز اطلاع رساني فلسطين در تاريخ ۲۱/۲ ماهيت اين اصول و معيارها را اين گونه بيان مي کند:"اين معيارها بر اساس توانمندي علمي، شجاعت، محبت مردم و ميزان محبوبيت نامزد در بين مردم انتخاب شده اند". وي اضافه مي کند:" در فعاليت هاي اسلامي شايسته سالاري يک اصل است. مسئله مشورت يکي از اصول فعاليت هاي اسلامي ماست و در گزينش نامزدها نقش مهمي دارد از اين رو زمان طولاني لازم است که با همه اقشار و رهبران در مناطق مختلف کرانه باختري، نوار غزه و خارج از فلسطين و همچنين در زندان ها مشورت صورت گيرد".
رهبران جديد فلسطين که از طريق صندوق هاي رأي در انتخابات مجلس قانونگذاري که آن را پاک ترين و شفاف ترين انتخابات در تاريخ منطقه خوانده اند، انتخاب شده اند شخصيت هايي هستند که داراي حضوري قوي و جايگاه ويژه و نقش فعالي در عرصه ملي، جهادي، سياسي، اعمال خيريه و فعاليت هاي علمي هستند که اين امر موجب خوش بيني ملت فلسطين پس از اعلام نتايج شده است. به طور حتم اين تلقي در اذهان عموم ملت به وجود آمده است که چرخ هاي قطار وطن بر روي ريل آزادي، تغيير و اصلاح محکم شده است.
اسماعيل هنيه نخست وزير آينده فلسطين، عزيز الدويک رئيس مجلس قانگذاري، محمود الزهار رئيس فراکسيون جنبش حماس در مجلس قانونگذاري، محمود الرمحي دبير مجلس قانونگذاري، احمد بحر نائب رئيس مجلس قانگذاري، صلاح البردويل سخنگوي پارلمان در نوار غزه، خالد سليمان سخنگوي پارلماني کرانه باختري و گروه کثيري که فلسطينيان پرشور در انتخابات مجلس قانونگذاري به آنها رأي داده اند اکنون غم و اندوه ملت فلسطين در کرانه باختري، نوار غزه و قدس اشغالي را به دل دارند و به سمت تحقق آرمان ها و خواسته هاي ملت فلسطين حرکت مي کنند.
اسماعيل هنيه
اسماعيل هنيه که جنبش مقاومت اسلامي "حماس" وي را به خاطر محبوبيتي که در بين ملت فلسطين دارد در بين رهبران مشهور انتخاب و به عنوان نخست وزير معرفي کرده است فلسطينيان او را براي وحدت ملي مناسبترين گزينه مي دانند زيرا توان بالايي براي غلبه بر مشکلات داخلي فلسطين که اغلب در پي رقابت هاي گروهي به وجود آمده است، دارد.
شخصيت هنيه با آن تبسم که بر چهره اش نقش مي بندد و فروتني هميشگي اشت داراي کاريزماي ويژه اي است. او در بين همه مردم اردوگاه الشاطي زادگاهش و نيز در مسجد الغربي که شخصيت و انديشه اش در آن شکل گرفت از محبوبيت زيادي برخوردار است. اين محبوبيت در زماني که به عنوان رئيس اتحاديه دانشجويان و استاد دانشگاه اسلامي غزه فعاليت مي کرد و همچنين در مدتي که در زندان بود و هنگامي که به يکي از رهبران برجسته جنبش حماس تبديل شد همچنان وجود داشت و اکنون نيز که به نخست وزيري انتخاب شده است، همان محبوبيت ادامه دارد.
زندگي نامه
اسماعيل عبد السلام هنيه در سال ۱۹۶۳ در اردوگاه الشاطي به دنيا آمد و در خانواده اي که به دينداري و تواضع معروف بود زندگي کرد و در محيطي پايبند به آموزه هاي ديني پرورش يافت.
خانواده هنيه در سال ۱۹۴۸ از روستاي الجوره در شهر ساحلي عسقلان به اين اردوگاه مهاجرت کرده بوند. وي خيلي زود ازدواج کرد و داراي ۱۲ فرزند است که همچي در خانه کوچکي در اردوگاه الشاطي در نوار غزه زندگي مي کنند.
اسماعيل هنيه تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در مدارس سازمان امداد و کمک به پناهندگان فلسطيني در اين اردوگاه به پايان رساند و ديپلم خود را در دانشسراي الازهر در غزه گرفت سپس از دانشکده علوم تربيتي دانشگاه اسلامي غزه در رشته عربي فارغ التحصيل شد.
هنيه فعاليت هاي دانشجويي را از انجمن اسلامي شاخه دانشجويي جنبش اخوان المسلمين در فلسطين آغاز کرد و در جمعيت اسلامي که توسط شيخ شهيد احمد ياسين تأسيس شده بود و بعدها جنبش حماس از آن نشأت گرفت، مجدانه به فعاليت مشغول شد.وي علاوه بر دينداري ، محدثي آگاه، خطيبي سخنور بود که اين ويژگي ها او را به يکي از مهم ترين رهبران دانشجويي فلسطين تبديل کرده بود.
عضويت در حماس
هنيه از سال ۱۹۸۳ تا سال۱۹۸۴از اعضاي شوراي دانشجويي دانشگاه اسلامي غزه بود و در فاصله سال هاي ۱۹۸۵ـ ۱۹۸۶ به عنوان رئيس شواري دانشجويي فعاليت مي کرد. وي از جوانان و خطيبان برجسته اي بود که در يکي از مساجد اردوگاه الشاطي امامت مي کرد. وي بر مردم و کساني که سخنان او را مي شنيدند يا با او صحبت مي کردند تأثير به سزايي مي گذاشت.
نخست وزير جديد فلسطين به ورزش علاقه وافري داشت و کاپيتان تيم دانشگاه اسلامي بود. ورزش در فلسطين را پيگيري مي کرد و به مدت ده سال رئيس کانون "جمعيت اسلامي غزه" بود.
با آغاز انتفاضه اول فلسطين (۱۹۷۸ـ ۱۹۹۴) هنيه با وجود کمي سن (۲۴ ساله) به همراه دهها تن از اعضاي جماعت اخوان المسلمين در تأسيس جنبش حماس مشارکت کرد.
پس از آن چندين بار بازداشت گرديد. در سال ۱۹۸۷ ميلادي ۱۸ روز در بازداشت بود سپس در سال ۱۹۸۸ دستگير شد و به مدت يک سال در زندان بود. بازداشت بار سوم او طولاني تر بود. وي در سال ۱۹۸۹ به اتهام رهبري بخش امنيت جنبش حماس بازداشت و به مدت سه سال در زندان هاي اشغالگران صهيونيست محبوس گرديد. در اين سال صدها تن از رهبران و اعضاي جنبش حماس بازداشت شدند که ظالمانه ترين اقدامات عليه جنبش حماس محسوب مي شد.
مقامات صهيونيست در ۱۷ دسامبر ۱۹۹۲ هنيه را به همراه بيش از ۴۰۰ تن از رهبران جنبش حماس به مرج الزهور در جنوب لبنان تبعيد کردند که يک سال به طول انجاميد.
در خلال انتفاضه اول و ابتداي دوره حکومت تشکيلات خودگردان در سال ۱۹۹۴ اسماعيل همچون ستاره بر تارک فلسطين درخشيد و به خاطر خطبه هاي آتشين اش در مسجد فلسطين غزه معروف شد.
مدير دفتر شيخ احمد ياسين (ره)
هنيه در سال ۱۹۹۷ از فعاليت در دانشگاه اسلامي استعفا کرد تا به عنوان مدير دفتر شهيد احمد ياسين مؤسس جنبش حماس مشغول به کار شود. هنيه بيش از همه رهبران حماس به شيخ شهيد نزديک بود و هرگز او را ترک نمي کرد. با آغاز انتفاضه الاقصي در پايان سپتامبر ۲۰۰۰ اسماعيل به عنوان عضوي برجسته در دفتر سياسي جنبش برگزيده شد. وي از برجسته ترين سخنگويان جنبش در رسانه هاي خبري، ملاقات ها و نشست ها بود. او همچنين در تمامي جلسه هاي مذاکره حماس با تشکيلات خودگردان و گروه هاي فلسطيني ديگر حضور داشت. هنيه در سپتامبر ۲۰۰۳ که به همراه شيخ ياسين و چند تن از اعضاي ديگر حماس هدف سوء قصد قرار گرفت و جنگنده صهيونيستي وابسته به ارتش اشغالگر بمبي را بر روي منزلي که آنها در آنجا حضور داشتند انداخت، اما هنيه و شيخ احمد ياسين به همراه افراد ديگر چند ثانيه پيش از حمله منزل مذکور را ترک کرده بودند.
اعضاي هيئت رئيسه مجلس قانونگذاري
اما حماس در ارتباط با مناصب حساس در مجلس قانونگذاري تلاش کرد که بين کرانه باختري و نوار غزه توازن برقرار و رهبران شايسته اي را براي مناصب مهم مجلس انتخاب کند.
دکتر عزيز الدويک رئيس مجلس قانونگذاري
دکتر عزير سالم مرتضي الدويک (ابو هشام) در سال ۱۹۴۸ ديده به جهان گشود. وي سه مدرک کارشناسي ارشد در زمينه علوم تربيتي، برنامه ريزي شهري و برنامه ريزي منطقه اي داشت و مؤسس دانشکده جغرافياي دانشگاه ملي النجاح و مسئول روابط عمومي جمعيت "اصدقاء المريض" بود و بر شمار زيادي از رساله کارشناسي ارشد و دکترا به عنوان استاد راهنما نظارت کرد.
دويک دکتراي برنامه ريزي منطقه اي و عمراني از دانشگاه پنسلوانيا ـ فيلادلفياي آمريکا را دارد.
ابو هشام متأهل و پدر هفت فرزند است. وي پنج بار بازداشت شد ويکي از چهارصد فلسطيني بود که در پايان سال ۱۹۹۲ به مرج الزهور تبعيد گرديد.
در خلال تبعيد وي سخنگوي تبعيد شدگان به زبان انگليسي بود و در عين حال يکي از مهم ترين همراهان دکتر عبد العزير رنتيسي محسوب مي شد که در بين اعضاي جنبش حماس به "رنتيسي کرانه باختري" معروف بود.
دکتر دويک مؤلف چندين کتاب از جمله کتاب " المجتمع الفلسطيني" است و مناصب مختلفي را برعهده داشت. رئيس سابق دانشکده جغرافياي دانشگاه النجاح، رديس کميته عالي تربوي در چندين مؤسسه خيريه وعضو کميته پژوهش علمي دانشگاه النجاح از جمله آنهاست.
دويک همچنين عضو سابق منتخب شوراي دانشکده ادبيات دانشگاه النجاح، عضو تدوين نظام نامه شواري اتحاديه دانشجويان، عضو منتخب اتحاديه کارمندان دانشگاه مذکور و دبير منتخب اتحاديه کارمندان دانشگاه و نيز عضو مشاور شوراي طايفه الدويک در الخليل بود.
دکتر محمود الزهار.. رئيس فراکسيون حماس در مجلس
در فعاليت هاي دانشگاهي، حضور در بين توده ملت، تبعيد به مرج الزهور و بازداشت هاي مکرر از سوي تشکيلات خودگردان و اشغالگران صهيونيست قصه مردي 55 ساله نهفته است که در شهر غزه از پدري فلسطيني و مادري مصري متولد شد و دوران کودکي خود را در شهر اسماعيليه مصر گذراند.
دکتر الزهار با خانم سميحه خميس آغا( از ساکنان شهر خان يونس) ازدواج کرد و اکنون پدر هفت فرزند است که چهار تن از آنها پسر و سه تن از آنها دختر هستند. خالد پسر بزرگ او (۲۵ ساله) داراي مدرک کارشناسي ارشد حسابداري از انگليس بود که در سال ۲۰۰۳ بر اثر اصابت موشک به منزل آنها که از سوي يک جنگنده صهيونيستي که پدرش را هدف قرار داده بود، به شهادت رسيد.
الزهار مقاطع ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان را در غزه به پايان و در سال ۱۹۷۱ در رشته پزشکي عمومي دانشگاه عين شمس قاهره فارغ التحصيل شد سپس تحصيلات خود را در سال ۱۹۷۶ در رشته تخصصي جراحي عمومي به پايان رساند و در پي آن به عنوان پزشک در بيمارستان هاي غزه و خان يونس مشغول به کار شد. مقامات صهيونيست وي را به سبب موضع گيري هاي سياسي از شغل برکنار کردند. وي تاکنون به عنوان رئيس بخش پرستاري و استاد دانشگاه اسلامي غزه فعاليت مي کرد و در خلال سال هاي ۱۹۸۱ـ ۱۹۸۵رياست جمعيت پزشکان نوار غزه برعهده داشت.
وي در زمينه مبارزه با اشغالگران داراي زندگي پر فراز و نشيبي است که موجب گرديده يکي از بزرگ ترين فراکسيون هاي مجلس فلسطين را که "برنامه مقاومت" را پيگيري مي کند، رهبري کند. دکتر محمود الزهار شش بار از سوي اشغالگران صهيونيست بازداشت شده است. در سال ۱۹۸۸که بزرگ ترين و اولين ضربه پس از گذشت شش ماه از تأسيس جنبش حماس بر پيکره آن فرود آمد دکتر الزهار نيز از جمله رهبراني بود که بازداشت گرديد. وي همچنين از جمله تبعيد شدگان به مرج الزهور در سال ۱۹۹۲ بود که يک سال کامل را در خيمه هاي تبعيد گذراند. الزهار چند ماه نيز در سال ۱۹۹۶ در زندان هاي تشکيلات خودگردان سپري کرد که در خلال آن به شدت شکنجه شد تا جايي که بر اثر وخامت وضعيت جسماني به بيمارستان منتقل گرديد.
الزهار رياست شوراي اداري مرکز مطالعات و پژوهش نور را در نوار غزه برعهده دارد و چندين کتاب را در زمينه فکري، سياسي و ادبي تأليف کرده است که مي توان به " اشکالية مجتمعنا المعاصرـ دراسة قرآنية" و " لا مکان تحت الشمس" در پاسخ به کتاب "مکان تحت الشمس" بنيامين نتانياهو اشاره کرد. "الخطاب الاسلامي السياسي" و سلسله داستان هاي "علي الرصيف" نيز از جمله کارهاي اوست.
صبح روز چهارشنبه ۱۰ سپتامبر ۲۰۰۳ جنگنده اف ۱۶ وابسته به نيروي هوايي رژيم صهيونيستي با يک بمب قوي به منزل وي که در محله الرمال شهر غزه واقع شده است، حمله کرد که بر اثر آن دکتر الزهار به شکل سطحي مجروح گرديد، خالد پسر بزرگش به همراه شحده الديري محافظ وي به شهادت رسيدند، همسر و دخترش مجروح شدند و منزلش کاملاً ويران گرديد.
صبح روز چهارشنبه ۲۵ دسامبر ۲۰۰۵ شهروندان فلسطيني ساکن نوار غزه و کرانه باختري ( از جمله قدس) به الزهار و دوستانش در ليست جنبش حماس رأي دادند که اين جنبش توانست اغلب کرسي مجلس قانونگذاري را از آن خود کنند.
الزهار در انتخابات مرحله اول مجلس قانونگذاري به عنوان يکي از اعضاي برجسته جنبش حماس حضوري فعالي يافت اما پس از آن در سال ۱۹۹۶ از شرکت در انتخابات مجلس خودداري کرد و از جمله مخالفان شرکت جنبش حماس در قانونگذاري بود.
دکتر محمود الرمحي دبير مجلس قانونگذاري
دکتر محمود الرمحي به دبير مجلس قانونگذاري منصوب گرديد. وي برنامه انتخاباتي جنبش حماس در گفت و گو حضوري فعالي يافت و به هنگام پاسخ گويي به سئوالات مطرح شده متين و با وقار ظاهر شد.
اصالت محمود احمد عبد الرحمن الرمحي متولد سال ۱۹۶۳ به روستاي المزرعه باز مي گردد که در سال ۱۹۴۸ ويران گرديد و خانواده اش از آن زمان تاکنون در شهر البيره ساکن است. دکتر الرمحي در سال تحصيلي ۱۹۷۹ـ ۱۹۸۴ از دبيرستان الهاشمي در رشته علمي و نير در سال ۱۹۸۷ از دانشکده پزشکي رم پايتخت ايتاليا فارغ التحصيل گرديد. وي به مدت چهار سال رياست اتحاديه دانشجويان مسلمان را در رم و به مدت يک سال رياست اتحاديه دانشجويان را در روم برعهده داشت.
الرمحي مرکز پزشکي کميته زکات را در رام الله تأسيس کرد و اداره آن را تا۱۹۹۶برعهده داشت. وي در سال ۲۰۰۱ بورد تخصصي رشته بيهوشي و مراقبت هاي پزشکي را از بيمارستان هاي خيريه المقاصد در قدس اشغالي دريافت کرد.
علاوه بر اينها وي يکي از مؤسسان جمعيت علمي پزشکان است و به عنوان رئيس مرکز پزشکي کميته زکات رام الله و بيمارستان خيريه المقاصد در قدس اشغالي مشغول به کار است.
دکتر الرمحي همچنين در سال ۱۹۹۰ دفتر سياسي جنبش حماس را در کرانه باختري و غزه مجدداً تشکيل داد و تا پايان سال ۱۹۹۲ مسئول دفتر سياسي منطقه مرکزي در جنبش حماس (رام الله، قدس، بيت لحم، اريحا) بود.
وي نيز مانند بقيه رهبران جنبش حماس به مدت ۲۸ در زندان هاي اشغالگران اسير بود و جريمه نقدي نيز پرداخت کرده وي همچنين به هفت سال حبس تعليقي محکوم شد.
محمود الرمحي پس از آزادي از زندان در سال ۱۹۹۵ به عنوان نماينده جنبش حماس در کميته مؤسسات ملي و اسلامي در استان رام الله مشغول به فعاليت شد و يکي از اعضاي هيئت اعزامي جنبش حماس از کرانه باختري براي مذاکره با تشکيلات خودگردان بود و هم اکنون به دبير مجلس قانونگذاري فلسطين منصوب شده است.
دکتر احمد بحر نائب رئيس اول مجلس قانونگذاري
دکتر احمد بحر که از سوي جنبش حماس به عنوان نائب رئيس مجلس قانونگذاري نامزد شده است در سال ۱۹۴۹ در غزه متولد شد. وي از مهاجران عسقلان است. دکتر احمد بحر متأهل و پدر سيزده فرزند (هشت دختر و پنج پسر) است.
بحر فارغ التحصيل دکتراي زبان عربي است و به عنوان معاون رئيس دانشکده ادبيات دانشگاه اسلامي غزه و استاد اين دانشگاه و نيز دبير کل جمعيت اسلامي غزه فعاليت کرده است.
وي چندين بار از سوي اشغالگران صهيونيست و مقامات تشکيلات خودگردان بازداشت شده و يک سال را نيز در مرزهاي بين فلسطين و لبنان را در مرج الزهور گذرانده است.
دکتر بحر با روزنامه "الرساله"در غزه و چندين پايگاه خبري همکاري مي کند و در عرصه داخلي از خطيبان و مصلحان اجتماعي محسوب مي شود. وي علاوه بر اينها از رهبران برجسته جنبش مقاومت اسلامي "حماس" است.
"عوامل النصر" و "عمير بن الحمام اول استشهادي في الإسلام" از تأليفات اوست.
دکتر صلاح البردويل سخنگوي مجلس در نوار غزه
دکتر صلاح البردويل نويسنده و مفسر سياسي که معمولاً در مقالات طنزآميز خود از مشکلات و گرفتاري هاي شهروندان که از گسترش فساد نشأت مي گيرد سخن مي گويد، از سوي جنبش حماس به عنوان سخنگوي فراکسيون پارلماني اين جنبش در نوار غزه انتخاب شده است. اين تجربيات به وي امکان خواهد داد که مواضع رسمي جنبش حماس را به خوبي بيان کند.
البردويل در تاريخ ۲۴/۸/۱۹۵۹ در اردوگاه خان يونس در جنوب نوار غزه ديده به جهان گشود. وي متأهل و داراي سه پسر و چهار دختر است.
دکتر بردويل مقطع ابتدايي تا دبيرستان را در مدارس خان يونس به پايان رساند و ديپلم رشته علمي را دريافت کرد. اوضاع و شرايط اجازه نداد که تحصيلات خود را در دانشکده مهندسي الازهر مصر به پايان برساند. وي در پي آن در رشته زبان عربي در دانشکده علوم دانشگاه قاهره مشغول به تحصيل شد و در سال ۱۹۸۲ مدرک کارشناسي خود را در اين رشته گرفت. در سال ۱۹۸۷ در رشته ادبيات فلسطين در مقطع کارشناسي ارشد از مرکز مطالعات و پژوهش عربي در قاهره فارغ التحصيل شد و دکتراي ادبيات فلسطين را در سال ۲۰۰۱ دريافت کرد.
دکتر صلاح بردويل رياست جمعيت مجمع ملي انديشه و فرهنگ را برعهده داشت وعضو اتحاديه نويسندگان فلسطيني در غزه بود. وي همچنين سردبير سابق مجله هفتگي "الرساله" بود وهنوز با اين مجله همکاري مي کند و به خاطر ستون داستاني و سياسي طنزآميز خود در اين مجله تحت عنوان "من شوارع الوطن" مشهور شده است. وي همچنين استاد زبان عربي دانشگاه اسلامي است.
بردويل همچنين از مؤسسان حزب رهايي ملي اسلامي، عضو سابق دفتر سياسي اين حزب، رئيس بخش تبليغات آن، عضو شواري ملي فلسطين، عضو شواري مرکزي سازمان آزادي بخش فلسطين به عنوان نماينده حزب رهايي، سخنگوي جنبش حماس در استان خان يونس است.
دکتر صلاح در سال ۱۹۹۳ بازداشت شد و به مدت هفتاد روز در زندان مرکزي غزه و زندان المجدل تحت شکنجه و بازجويي قرار گرفت. وي مدت ها در سلول هاي انفرادي اسير بود اما هرگز اتهاماتي را که مقامات اشغالگر به او نسبت داده بودند و او را از رهبران جنبش حماس در خان يونس مي دانستند، نپذيرفت.
بردويل چندين کتاب و مقاله نوشته است و در روزنامه هاي داخلي فلسطين وعربي مقالات سياسي متعددي نوشته است که مي توان به مقالات وي در روزنامه دانشجويي "الصحوه"، مقالاتي در روزنامه "المسار" متعلق به جبهه دمکراتيک، مقالاتي در مجله " بحوث الجامعه" و مقالاتي در مجله دانشکده علوم تربيتي اشاره کرد.
پژوهشي تحت عنوان "الرواية الفلسطينية في ظل الانتفاضه" از جمله پژوهش هاي اوست که منتشر نشده است. اين پژوهش در سال ۱۹۹۳ به کنگره ادبيات انتفاضه در دانشگاه ملي النجاح در نابلس ارائه گرديده است.
بردويل از سال۱۹۸۵تا ۱۹۹۰ در زمينه آموزش مربيان دبيرستان و از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۳ در دانشکده دولتي وابسته به دانشگاه الاقصي فعاليت مي کرد. وي همچنين به مدت ده سال يعني از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۵ در دانشگاه اسلامي غزه مشغول به کار بود.
خالد سليمان سخنگوي پارلمان در کرانه باختري
شيخ خالد سليمان سخنگوي فراکسيون پارلماني حماس در کرانه باختري در سال ۱۹۶۷ در شهرک اليامون واقع در غرب شهر جنين به دنيا آمد . وي متأهل و داراي پنج فرزند است.
سليمان داراي مدرک کارشناسي ارشد دعوت و اصول دين و کارشناسي برنامه ريزي و توسعه سياسي از دانشگاه ملي النجاح است.
شيخ سليمان به مدت ۱۹ سال امام و خطيب مسجد القاضي درجنين بود و علاوه بر آن مفسر سياسي و نويسنده زبر دستي است که با چندين روزنامه و پايگاه اينترنتي همکاري مي کند.
از فوريه ۲۰۰۶ حضور خالد سليمان در نزد افکار عمومي فلسطين معناي ديگري پيدا کرد و پس از آنکه با آراي فلسطينيان به مجلس قانونگذاري راه يافت به عنوان سخنگوي پارلمان معرفي گرديد.

اسامي وزراي کابينه جديد فلسطين
نخست وزير اسماعيل هنيه ـ غزه
۱ـ دکتر محمود الزهار وزير امور خارجه ـ غزه
۲ـ سعيد صيام وزير کشور ـ غزه
۳ـ دکتر عمر عبدالرزاق وزير دارايي ـ کرانه باختري
۴ـ دکتر باسم نعيم وزير بهداشت و درمان ـ غزه
۵ـ مهندس علاء الدين الأعرج وزير اقتصاد ـ غزه
۶ـ فخري ترکمان وزير امور اجتماعي ـ کرانه باختري
۷ـ وصفي کبها وزير امور اسرا ـ کرانه باختري
۸ـ دکتر ناصر الدين الشاعر وزير آموزش و پرورش و معاون نخست وزير ـ کرانه باختري
۹ـ دکتر يوسف رزقه وزير اطلاع رساني ـ غزه
۱۰ـ دکتر مريم صالح وزير امور زنان ـ کرانه باختري
۱۱ـ دکتر احمد الخالدي وزير دادگستري ـ کرانه باختري
۱۲ـ مهندس جمال ناجي الخضري وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات ـ غزه
۱۳ـ عبدالرحمن زيدان وزير راه و ترابري ـ کرانه باختري
۱۴ـ اسماعيل هنيه (نخست وزير) وزير امور جوانان و ورزش
۱۵ـ طنوس ابو عيطه وزير گردشگري ـ (مسيحي) کرانه باختري
۱۶ـ دکتر عطاالله ابو السبح وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ـ غزه
۱۷ـ مهندس زياد الظاظا وزير مشاغل عمومي ـ غزه
۱۸ـ نايف الرجوب وزير اوقاف ـ کرانه باختري
۱۹ـ سمير ابو عيشه وزير برنامه ريزي ـ کرانه باختري
۲۰ـ پروفسور محمد رمضان الآغا وزير کشاورزي ـ کرانه باختري
۲۱ـ مهندس خالد ابو عرفه وزير امور قدس
۲۲ـ عيسي جعبري وزير امور محلي
۲۳ـ دکتر عاطف عدوان وزير مشاور ـ غزه
۲۴ـ محمد البرغوثي وزير کار ـ کرانه باختري
پروفسور محمد عوض دبير دولت ـ غزه

خاخام فريدمن: صهيونيستها خطرناكترين فرقه قرن ۲۱ هستند
به گزارش فارس از محل اجلاس بينالمللي تعامل سازنده اديان چارچوبي براي نظم جهاني خاخام فريدمن، خاخام اطريش، در سخناني با بيان اينكه در اين كنفرانس رهبران زيادي از اديان مختلف، شركت داشتند گفت: اميدوارم اكنون بتوانيم درباره اجراي صحبتهاي انجام شده حركت كنيم.
وي با اشاره به نقش مهم مذهب، ايجاد نظم در جامعه و گفتوگو بين اديان و نقش اديان توحيدي در تفاهم جهاني گفت: بديهي است در دنيا اعتقادات عميق مذهبي قويترين مبنا براي زندگي روزمره بود و ميتواند مبنايي براي نظم سياسي همه كشورها باشد.
چند سال است كه قدرتهاي جهاني براي از بين بردن خدا باوري تلاش ميكنند چنانكه بلشويكها درتاريخ اين كار را انجام دادند و حكومت شوروي تلاش كرد اعتقادات مذهبي مردم را از بين ببرد.
همچنين بعضي افرادي كه ماسك مذهبي دارند در اين راه نيز حركت ميكنند.
خاخام اطريش با تاكيد بر اينكه صهيونيستها خطرناكترين فرقه مذهبي در قرن 21 هستند گفت: اين فرقه توسط افرادي بوجود آمد كه هدف آنان ايجاد دنياي بيخدا براي كنترل اقتصاد جهاني است در اين راستا يهوديان راست آئين، خطر را حس كرده و ما هم با ايجاد هر نوع ايجاد دولت به نام آئين يهود مخالفيم.
وي افزود: هولوكاست بهانهاي عليه مسلمانان شد كه اين امري خلاف حقوق بينالملل است از اين رو ما معتقديم گفتوگوي بين اديان ابزاري خوب براي ايجاد نظم در جهان است.
فريدمن تصريح كرد: صهيونيسم مبتني بر سكولاريسم است و هيچ ارتباطي با آئين يهود ندارد.
وي تاكيد كرد: انتشار كاريكاتورهاي موهن عليه پيامبراسلام وسيلهاي براي تحقير مسلمانان بود از ين رو از ديد مذهبي كساني كه مسئول انتشار آنها بودند و كساني كه آنها را چاپ كردند و از اين عمل حمايت كردند و سعي در تشديد برخورد مذاهب داشتند هم در مقابل اين عمل مسئولند.
فريدمن اضافه كرد: آزادي بيان اروپا معتبر نيست بلكه بهانه است. مقامات قضايي اروپا در قانون اساسي آزادي مذهب را پيش بيني نكردهاند، آزادي بين ادعايي در اروپا بهانهاي براي دست يابي به اهداف سياسي توسط رسانههاي صهيونيستي است.
فريدمن با بيان اينكه بنيادگرايي يعني اعتقاد به بنيانهاي مذهبي و خدا گفت:بينادگرايي مذهبي بنابر صلح عادلانه است. از اين رو بسياري از غربيان با آن مخالفند در اين صورت من يك بنيادگرا هستم زيرا اين بينادگرايي به صلح منتهي ميشود.
خاخام اطريش در پايان گفت: اميدوارم يهوديان و مسلمانان با سقوط صهيونيستها با هم زندگي صلحآميزي را آغاز كرده و نقش ايران در اين زمينه بسيار مهم است.


